مدینه فاضله

و اما آنجا: جاییست که طناب دار دارد اما عنکبوتی در بین حلقه طنابش تار بسته است سال‌ها. زندان دارد اما فاصله میله‌هایش از عرض انسان‌هایش بیشتر است. گلوله‌هایش کمتر از جمعیت انسان‌هایش است. جایی‌ست که دور نیست ولی رسیدنش سخت است..!

نوشته شده در موضوع : مردم و اجتماع. ۴ نظر »

کلا همه چی قدغن

تکنولوژی اشتغال ایجاد می‌کند جز در جهان سوم که مبارزه با تکنولوژی، اشتغال ایجاد می‌کند..!

نوشته شده در موضوع : مردم و اجتماع. ۴ نظر »

رویش ناگزیر جوانه

نوشته شده در موضوع : کاریکاتور. ۵ نظر »

شیخ خاموش ۶

زیادی که حرف بزنی، حرفت خریدار ندارد!

همان قانون عرضه و تقاضاست..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۷ نظر »

عاشقانه‌ خرگوش و آدم‌برفی ۲

خرگوش سردش بود؛

آدم برفی به آغوشش کشید.

صبح آدم‌برفی آب شده بود..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۵ نظر »

آفرینش

خدایان هر کدام مخلوقات خود را آفریدند، جز یک خدا..!

سال‌ها بعد، مخلوقات از آفرینش خود راضی نبودند و خدایی را که چیزی خلق نکرد، می‌پرستیدند..!

نوشته شده در موضوع : انسان و خدا. ۴ نظر »

آدمیزاد III

آدمیزاد کلا موجود عجیبی‌ست. عمری، عمر می‌فروشد تا پول بخرد..! عکس گمشده‌اش را می‌زند به در و دیوار تا همه ببینند و غصه‌شان بگیرد اما وقتی گمشده پیدا شد آگهی‌اش را نمی‌زند که آی دیگران! نامبرده پیدا شده است و نگران نباشید دیگر..! ده‌ها هزار روز عمر می‌کند ولی اگر زندگی موفق‌ترینشان کتاب شود بیشتر از صد صفحه نمی‌شود..! اسم خودش را گذاشته است موجود اجتماعی. کل پارک را می‌چرخد که یک صندلی خالی پیدا کند و اگر صندلی چهار نفره‌ای پیدا شد که تنها یک نفر روی آن نشسته باشد روی آن نمی‌نشیند. و اگر کسی بیاید کنارش بنشیند چپ‌چپ نگاهش می‌کند و متعرضانه برمی‌خیزد و می‌رود رد کارش و شاید در وبلاگش از بی‌شعوری ملت بنویسد..! داشته‌هایش، نداشته‌های دیگران است یا بهتر بگویم از دست داده‌های دیگران است..! برای دعوت به سکوت فریاد می‌زند و برای برپایی صلح، می‌جنگد..! عجیب موجودی‌ست کلا این آدمیزاد..!

نوشته شده در موضوع : مردم و اجتماع. ۱۰ نظر »

تفنگت را زمین بگذار لطفا

خدا خر را شناخت شاخش نداد؛

نمی‌دانم برای چه به انسان اسلحه داد..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۵ نظر »

ریز مغذی

مغز عرزشی‌ها رشد نمی‌کند، بلکه باعث رشد گیاهان می‌شود..!

نوشته شده در موضوع : مردم و اجتماع. یک نظر »

روشنفکر

اجاق گازی می‌ماند که ظرف شیری رویش است، می‌جوشاند افکارش را و می‌جوشاند تا سر می‌رود و خاموش می‌شود و شیر مانده هم سرد می‌شود و سرد..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۳ نظر »

گرگ‌نما

نوح حیوانات را سوار کشتی کرد..

گرگ‌ها تمام موجودات کشتی را دریدند و تنها خودشان ماندند..

داروین اشتباه می‌کند..‍!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۱۰ نظر »

عاشقانه‌ خرگوش و آدم‌برفی

نوشته شده در موضوع : کاریکاتور. ۷ نظر »

سر خط

عادت کرده‌ایم در انتهای خبر سقوط هواپیما، نقطه بگذاریم نه علامت تعجب!

پ.ن: وزیری در زیر درختی نشسته بود و تأمل می‌کرد که ناگهان طیاره‌ای جلوی پایش به زمین افتاد. فی‌الفور رخت بر بست و به صدا و سیما روان گشت و با شعف از کشف نیروی جاذبه سخن گفت..!

نوشته شده در موضوع : وقایع و مناسبات. ۲ نظر »

یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود همان حکایت تو و غم است..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۴ نظر »

شیخ خاموش ۵

لب برای بوسیدن است؛

با سخن گفتن آن را فرسوده مکن..!

پ.ن: شیخ خاموش ۴

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۳ نظر »

* …شیری چه باشد بهر نان چندین شتاب؟

ماهی‌ها وقتی گرسنه می‌شوند به دام می‌افتند..!

*چون به سگ نان افکنی سگ بو کند آنگه خورد … سگ نئی! شیری! چه باشد بهر نان چندین شتاب/ مولانا

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۶ نظر »

ایمان

جماعتی رفتند برای خواندن نماز باران؛

مفتی شهر به هواشناسی اعتماد کرده بود..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۴ نظر »

تو

گاهی خدا انسانی را هدیه می‌دهد به انسان..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۶ نظر »

به خون دل نیز می‌نشود

چه شود تا کشور متبوع، کشور مطبوع شود..!

نوشته شده در موضوع : مردم و اجتماع. ۳ نظر »

شهر ممنوعه

زمینی دیگر نیست؛

همه جا دم شیر است؛

جایی برای پا گذاشتن نیست..!

نوشته شده در موضوع : مردم و اجتماع. ۹ نظر »