و اما آنجا: جاییست که طناب دار دارد اما عنکبوتی در بین حلقه طنابش تار بسته است سالها. زندان دارد اما فاصله میلههایش از عرض انسانهایش بیشتر است. گلولههایش کمتر از جمعیت انسانهایش است. جاییست که دور نیست ولی رسیدنش سخت است..!
و اما آنجا: جاییست که طناب دار دارد اما عنکبوتی در بین حلقه طنابش تار بسته است سالها. زندان دارد اما فاصله میلههایش از عرض انسانهایش بیشتر است. گلولههایش کمتر از جمعیت انسانهایش است. جاییست که دور نیست ولی رسیدنش سخت است..!
تکنولوژی اشتغال ایجاد میکند جز در جهان سوم که مبارزه با تکنولوژی، اشتغال ایجاد میکند..!
زیادی که حرف بزنی، حرفت خریدار ندارد!
همان قانون عرضه و تقاضاست..!
خرگوش سردش بود؛
آدم برفی به آغوشش کشید.
صبح آدمبرفی آب شده بود..!
خدایان هر کدام مخلوقات خود را آفریدند، جز یک خدا..!
سالها بعد، مخلوقات از آفرینش خود راضی نبودند و خدایی را که چیزی خلق نکرد، میپرستیدند..!
آدمیزاد کلا موجود عجیبیست. عمری، عمر میفروشد تا پول بخرد..! عکس گمشدهاش را میزند به در و دیوار تا همه ببینند و غصهشان بگیرد اما وقتی گمشده پیدا شد آگهیاش را نمیزند که آی دیگران! نامبرده پیدا شده است و نگران نباشید دیگر..! دهها هزار روز عمر میکند ولی اگر زندگی موفقترینشان کتاب شود بیشتر از صد صفحه نمیشود..! اسم خودش را گذاشته است موجود اجتماعی. کل پارک را میچرخد که یک صندلی خالی پیدا کند و اگر صندلی چهار نفرهای پیدا شد که تنها یک نفر روی آن نشسته باشد روی آن نمینشیند. و اگر کسی بیاید کنارش بنشیند چپچپ نگاهش میکند و متعرضانه برمیخیزد و میرود رد کارش و شاید در وبلاگش از بیشعوری ملت بنویسد..! داشتههایش، نداشتههای دیگران است یا بهتر بگویم از دست دادههای دیگران است..! برای دعوت به سکوت فریاد میزند و برای برپایی صلح، میجنگد..! عجیب موجودیست کلا این آدمیزاد..!
خدا خر را شناخت شاخش نداد؛
نمیدانم برای چه به انسان اسلحه داد..!
اجاق گازی میماند که ظرف شیری رویش است، میجوشاند افکارش را و میجوشاند تا سر میرود و خاموش میشود و شیر مانده هم سرد میشود و سرد..!
نوح حیوانات را سوار کشتی کرد..
گرگها تمام موجودات کشتی را دریدند و تنها خودشان ماندند..
داروین اشتباه میکند..!
عادت کردهایم در انتهای خبر سقوط هواپیما، نقطه بگذاریم نه علامت تعجب!
پ.ن: وزیری در زیر درختی نشسته بود و تأمل میکرد که ناگهان طیارهای جلوی پایش به زمین افتاد. فیالفور رخت بر بست و به صدا و سیما روان گشت و با شعف از کشف نیروی جاذبه سخن گفت..!
ماهیها وقتی گرسنه میشوند به دام میافتند..!
*چون به سگ نان افکنی سگ بو کند آنگه خورد … سگ نئی! شیری! چه باشد بهر نان چندین شتاب/ مولانا
جماعتی رفتند برای خواندن نماز باران؛
مفتی شهر به هواشناسی اعتماد کرده بود..!
زمینی دیگر نیست؛
همه جا دم شیر است؛
جایی برای پا گذاشتن نیست..!