بیدار که باشد نق میزند و بهانه میگیرد و پا میکوبد بر زمین.
خواب که باشد آسودهای، به کارهایت میرسی و پول در میآوری.
در اینجا وجدان بیدار مانع کسب است..!
بیدار که باشد نق میزند و بهانه میگیرد و پا میکوبد بر زمین.
خواب که باشد آسودهای، به کارهایت میرسی و پول در میآوری.
در اینجا وجدان بیدار مانع کسب است..!
هر چه پولش بیشتر میشد فرشهایش عوض میشد.
زیادی که پولدار شد انسانیت فرشش شد..!
و اما آنجا: جاییست که طناب دار دارد اما عنکبوتی در بین حلقه طنابش تار بسته است سالها. زندان دارد اما فاصله میلههایش از عرض انسانهایش بیشتر است. گلولههایش کمتر از جمعیت انسانهایش است. جاییست که دور نیست ولی رسیدنش سخت است..!
تکنولوژی اشتغال ایجاد میکند جز در جهان سوم که مبارزه با تکنولوژی، اشتغال ایجاد میکند..!
آدمیزاد کلا موجود عجیبیست. عمری، عمر میفروشد تا پول بخرد..! عکس گمشدهاش را میزند به در و دیوار تا همه ببینند و غصهشان بگیرد اما وقتی گمشده پیدا شد آگهیاش را نمیزند که آی دیگران! نامبرده پیدا شده است و نگران نباشید دیگر..! دهها هزار روز عمر میکند ولی اگر زندگی موفقترینشان کتاب شود بیشتر از صد صفحه نمیشود..! اسم خودش را گذاشته است موجود اجتماعی. کل پارک را میچرخد که یک صندلی خالی پیدا کند و اگر صندلی چهار نفرهای پیدا شد که تنها یک نفر روی آن نشسته باشد روی آن نمینشیند. و اگر کسی بیاید کنارش بنشیند چپچپ نگاهش میکند و متعرضانه برمیخیزد و میرود رد کارش و شاید در وبلاگش از بیشعوری ملت بنویسد..! داشتههایش، نداشتههای دیگران است یا بهتر بگویم از دست دادههای دیگران است..! برای دعوت به سکوت فریاد میزند و برای برپایی صلح، میجنگد..! عجیب موجودیست کلا این آدمیزاد..!
زمینی دیگر نیست؛
همه جا دم شیر است؛
جایی برای پا گذاشتن نیست..!
بیراه نیست که ابوالعجب میخوانندش. آدمیزاد است دیگر. چیزکی که نه! چیزها دیدهاند که به آن موصوف شده است. یکی را میگویم از صدها عجایبش. کافیست در همین شبکههای اجتماعی کسی از هجران بنالد، انس و جن هستند که با او همدردی میکنند، لایک میزنند و شیر میکنند دست به دست میکنند تا برسد به خواجه حافظ شیرازی اما همان که به وصل رسد و از مستیاش چیزی بگوید میشود اَخ و اَه و بیجنبه! همان همدردها میشوند پشمینهپوش، تندخو میشوند و چون مدعیان نصیحت در پیش میگیرند و بعضا به تمسخر. همانهایی که نمیشود در پروفایلهایشان چرخید و عکس آغوش و بوسه و تخت دو نفره پیدا نکرد. همانهایی که مینالند اگر کسی را داشتند چرا نمیتوانستند در خیابان جلوی دیگران به آغوش بکشند و ببوسند و اعتراض مدنی کنند! و میگویند مملکت است که داریم؟ عجیباند آقاجان خیلی عجیب..!
..چه میشود کرد. آدمیزاد است دیگر. کلا موجودی عجیبی است. گاهی مثل پازل میریزد به هم و وقتی درست میشود میبیند پازلی شده که چند قطعه اضافی دارد. خورشید را در دست چپش میگذارند در کاسهای ولی همین که یکی میپرسد: ببخشید ساعت چند است!؟ تمام میشود دیگر خورشیدی ندارد حتی یک قطره. هزینه میکند سوار قطاری میشود که وارد تونل وحشت میشود در کل مسیر چشمانش را میبنند و در آخر با شجاعانه میگوید چه مسخرهای بود! من که نترسیدم. میرود پشت چراغ قرمز ویولون میزند سمفونی شماره فلان بتهوون را از بر میزند ولی همین که رنگ سکهای را میبیند هنرش را میفروشد به همان سکه و سمفونی را قطع میکند. میزند خودش را میکشد که اثبات کند شجاع بوده و پشت سرش میگویند چقدر ترسو بود از زندگی و برعکس. از چیزهایی که ندارد همیشه لذت میبرد نقاشی که بلد نیست از هر تابلویی لذت میبرد اما اگر بلد باشد کمتر تابلویی را تحسین میکند. میزند هر کاری میکند آخر سر میگوید ببخشید! خیال میکند «ببخشید» پیامبری چیزیست که معجزه میکند نمیداند چسب زخم تاریخ مصرف گذشتهای است بر زخمی عمیق. کلا موجود عجیبیست. آدمیزاد است دیگر. چه میشود کرد..!
پ.ن: ادیت ندارد.
جهان سوم جاییست که در آن با لوبیای سحرآمیز، لوبیا پلو درست میکنند..!
جهان سوم جاییست که اختاپوس در آن هیچکاره است، زیرا تقلب در آن حرف اول را میزند..!
تلویزیون میگه تورم تک رقمیه، اندازه تورم ۳۰ درصدی بهمون فشار میاد. میگه دما ۳۹ درجه است، اندازه دمای ۵۰ درجه عرق میکنیم…
رسانه ملی که دروغ نمیگه، ما نازک نارنجی شدیم..!
در طول تاریخ همیشه احمقها رفتهاند و احمقترها آمدهاند؛
هزاران سال پیش فرعون از ترس از دست دادن حکومت خود تمامی نوزادان پسر را میکشت… و حال کسی به همان دلیل تمام وبلاگها را فیلتر میکند و بند سگان پشمالوی خود را گسسته است… فاعتبروا یا اولی الابصار
- ها کن ببینم!
+هااااااااا
- با اونی که بهش گفتی دوستت دارم چه نسبتی داری؟
حدود یک سال است که روی دیوار خانه ما عدد ۷ را مینویسند، در حالی که پلاک خانه ما ۷ نیست. از شهرداری تقاضای رسیدگی داریم.
روی دیوار به رنگ سبز نوشته شده بود: زنده باد آزادی…
ضربدری با رنگ سیاه روی کلمه آزادی زده شده بود و بعد از آن کلمه جمهوری اسلامی نوشته شده بود..!
انسان در اسارت بدنیا میآید؛
در اسارت زندگی میکند؛
و در اسارت میمیمیرد؛
تنها فاصله از سیم خاردار است که به او توهم آزادی میدهد..!