وداع

برو  از مهر و وفا عاری

برو ای عاری ز وفاداری

موزیک متن : صدای سیفون..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۲۲ نظر »

جرز

یکی رو میخوام واسه لای جرز تنهاییم..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۲۵ نظر »

طربناک

گفتم : من طلب اندر طلبم تو طرب اندر طربی…آن طربت در طلبم، پا زد و برگشت سرم..

گفت : آن طرب از طلب بُود..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۱۷ نظر »

سوم شخص

رفت

و شد

او..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۲۰ نظر »

تجدید فراش

- من قبلا شوهر یه خانوم دکتری بودم که فقط میرسوندمش مطب..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۲۹ نظر »

خمیر دندان بده بابا یا هپی ولنتاین!

-عزیزم یه انگتشر طلا برات خریدم درست رنگ دندون هات..!

tooth.jpg

پ.ن: با لهجه خوانده شود!

نوشته شده در موضوع : عشقی، وقایع و مناسبات. ۱۸ نظر »

عشق

دل مثل یه سیگار میمونه که با عشق روشن میشه..
دودش تو چشم میره..
و اخر سر باید زیر پات لهش کنی..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۱۳ نظر »

آدم برفی

یه گاز از دماغت میدی؟

- از عاشقانه های خرگوش و آدم برفی

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۲۰ نظر »

خر

خر شرک

خر دجال

خر شیطون

خر پرین

خر ملا نصرالدین

انگار فقط من خر ندارم..!

پ.ن : اشتباه برداشت نشه! هنوز قصد ازدواج ندارم..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۳۰ نظر »

طلاق

نداشتن من هم از سرت زیاده..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۱۲ نظر »

پر زدی..

نمیشناختمت قدیما..

و گرنه تو کلاغ پر اسم تو رو هم میوردم..!

پ.ن: توهم محض است این پست..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. ۹ نظر »

طبع شعر

یهو الهام شد که بگم :

ای ساربان! کجا می کشی ام..!؟

پ.ن: به همه چیز فکر میکردم الا شتر..!!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی، عشقی. ۲ نظر »

هجران

دیوان حافظ رو باز کرد و سریع بست..

این بار هم ” یوسف گمگشته باز آید کنعان غم مخور” نیومد..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. بدون نظر »

پشمینه پوش

اونایی که عشق رو نمیفهمن،

در کل آدمای فهمیده ای هستن..!

نوشته شده در موضوع : عشقی. بدون نظر »

آواره

خانه دوست رو پیدا کردم..
خب حالا خونه من کجاست..!؟

نوشته شده در موضوع : روزمرگی، عشقی. بدون نظر »

شرک

اگه خدا نبود تو یه مورد خوش به حال من میشد..!
اونوقت مامانم جای خدا منو میپرستید..!!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی، عشقی. بدون نظر »

امتحان بعضی چیزا ضرر داره

یه روز لیلی یه گل داد به مجنون که براش نگه داره..

اما وقتی که مجنون بیکار شد شروع کرد به پرپر کردن گل و میگفت: دوستم داره.. دوستم نداره.. تا اینکه اخرین گلبرگ گفت: “دوستم نداره”..

وقتی لیلی برگشت و گلش رو پرپر شده دید، گفت: دیگه دوستت ندارم..

پ.ن: دنبال یه ناشر خوب برای انتشار منظومه لیلی و مجنونم میگردم..!!

نوشته شده در موضوع : داستان، عشقی. بدون نظر »

من عاشقم!؟

دیروز به خاطر سربازی یه خانوم دکتری بهم واکسن زد..

الان هم تب کردم..

نمیدونم تب عشقه یا تب واکسن..!

نوشته شده در موضوع : سربازی، عشقی. بدون نظر »

بشکن بشکنه

دلم میخواد یه چی بشکونم..

فرق نداره که یه بشقاب باشه یا سکوت یا حتی یه دل!

نوشته شده در موضوع : عشقی. بدون نظر »

To Be

من به تو فکر میکنم..

پس هستی..!

کامنت ایلیا : تو به من فکر نمیکنی.. اما هستم … !‌

نوشته شده در موضوع : عشقی. بدون نظر »