تبر

آخرین درخت صدای تق‌تق را از پای خود می‌شنید..

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. یک نظر »

شدن ملول

آدم‌های خوب هنوز هستن؛

فقط ما نمی‌بینیم‌شون، مثل اجنه؛

فقط رفتن تو قصه‌ها دارن زندگی می‌کنن..

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. یک نظر »

انتظار

چشم به راه از پشت شیشه؛

و شیشه همیشه بخار آلود از آه …

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۲ نظر »

شانس

آدم بد شانس اگر قرار باشد شانس بیاورد و یک گونی سکه طلا از آسمان برایش بیفتد؛

حتما می‌افتد روی سرش و می‌میرد!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۶ نظر »

فقر خدا را هم می‌شکند

هیزم‌شکن پولی نداشت درختی هم نمانده بود. به شهر رفت بت بزرگ را شکست و به بازار برد و فروخت..!

نوشته شده در موضوع : انسان و خدا، روزمرگی. یک نظر »

زمان سرمایه است

آدم اگر پول نداشته باشد می‌تواند زمان هزینه کند.

مثل همین زمانی که برای خواندن این پست هزینه‌ کردید..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. بدون نظر »

اعترفات نهان!

می‌دانید یک سری چیزها هست که بهش افتخار می‌کنند ولی در واقع یک ننگ است!

مثلا فلان مسئول می‌آید می‌گوید ما چند واحد دیگر برای سامان‌دهی کارتن‌خواب‌ها احداث کردیم! این خبر خوب است ولی در عمقش که بروی فاجعه است یعنی کارتن‌خواب‌های ما زیادند و یا زیاد‌تر می‌شوند! در واقع اگر روزی گفتند آن واحدها را جمع آوری کردن به خاطر بی‌استفاده شدن باید خوشحال بود!

یا مثلا همین معاوضه یک اسرائیلی با هزار فلسطینی! یک معادله ساده است مثل ریال خودمان و دلار! ۱=۱۰۰۰ حالا شما  می‌گویید کدام با ارزش‌تر است؟!

خلاصه اینکه نکنید اقا جان یا یا اگر می‌کنید نگویید. عیب است، ضایع است.

 

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۳ نظر »

با ده هم قبول می‌شوی!

پدر امسال زیاد به درس و مشق پسر گیر نمی‌داد..

قول معدل بالا و خرید دوچرخه داده بود..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. بدون نظر »

غرقه

پول حلّال همه چیزه؛

حتی آدم رو تو خودش حل می‌کنه..!

پ.ن: و به قول ایشون: پول کثیف است، آن را به هیچ زخمی نباید زد.

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. یک نظر »

فاصله بین دو جنگ، صلح نام دارد

صلح‌طلب‌ها سفیدند.

معمولا همین صلح‌طلب‌ها جنگ را آغاز می‌کنند،مانند شطرنج..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۵ نظر »

رد

در برف باید رفتن؛

تا بدانی از کجا آمده‌ای..

نه اینکه راه را گم نکنی! خود را گم نکنی…

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. بدون نظر »

شیخ خاموش ۶

زیادی که حرف بزنی، حرفت خریدار ندارد!

همان قانون عرضه و تقاضاست..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۷ نظر »

تفنگت را زمین بگذار لطفا

خدا خر را شناخت شاخش نداد؛

نمی‌دانم برای چه به انسان اسلحه داد..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۵ نظر »

روشنفکر

اجاق گازی می‌ماند که ظرف شیری رویش است، می‌جوشاند افکارش را و می‌جوشاند تا سر می‌رود و خاموش می‌شود و شیر مانده هم سرد می‌شود و سرد..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۳ نظر »

گرگ‌نما

نوح حیوانات را سوار کشتی کرد..

گرگ‌ها تمام موجودات کشتی را دریدند و تنها خودشان ماندند..

داروین اشتباه می‌کند..‍!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۱۰ نظر »

شیخ خاموش ۵

لب برای بوسیدن است؛

با سخن گفتن آن را فرسوده مکن..!

پ.ن: شیخ خاموش ۴

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۳ نظر »

* …شیری چه باشد بهر نان چندین شتاب؟

ماهی‌ها وقتی گرسنه می‌شوند به دام می‌افتند..!

*چون به سگ نان افکنی سگ بو کند آنگه خورد … سگ نئی! شیری! چه باشد بهر نان چندین شتاب/ مولانا

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۶ نظر »

ایمان

جماعتی رفتند برای خواندن نماز باران؛

مفتی شهر به هواشناسی اعتماد کرده بود..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۴ نظر »

زمان بعضی چیزها را نمی‌شویَد

این نیز بگذرد؛

اما

امان از جایش..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۳ نظر »

کجای این دنیایی؟

امن‌ترین جای استخر، قسمت کم عمق آن است.

اما نه برای کسی که شیرجه می‌زند..!

نوشته شده در موضوع : روزمرگی. ۱۲ نظر »