سگ دو

پنجاه سال بی‌امان می‌دوی، لحظه‌ای صبر می‌کنی تا نفست کمی چاق شود که ناگهان زندگی از تو جلو می‌زند..!

۱۹ Responses to “سگ دو”

  1. BaRan می‌گه:

    khob behtare begim 2oE sag …

    پاسخ

  2. shoofer می‌گه:

    سلام اسپایدرمرد.
    سر بزن به ما

    پاسخ

  3. اراکده می‌گه:

    سلام. دنیای تخمی یعنی همین دیگه…

    پاسخ

  4. امیر می‌گه:

    من میگم تو بشین خونه ، هی مطالب باحال توئیت کن ، ما حقوقتو میدیم .

    پاسخ

  5. خوب سگ دو همینه دیگه
    یعنی نباید ایستاد فقط و فقط با “همت مضاعف” و “کار مضاعف” باید دوید دوید دوید
    تا شاید به یه خاتونی برسی که اگر و از شانس خوش تو توی یک دسته باتوم نباشه و اون یکی هم اسپری فلفل
    بله گیرم که رسیدی به خاتونی که نون توی دستش باشه آیا فکر میکنی بهت بده؟ نه خودش گشنه است :) ؛) دیدگاه از خود نوشته بیشتر شد :دی

    پاسخ

  6. کیان می‌گه:

    لابد زیاد نفس چاق می کنی.

    پاسخ

  7. master می‌گه:

    زندگی با ما مسابقه میده. هر می خواد بگه من زورم بیشتر از تو ست. و ما خسته از این مسابقه ها وقت نفس کشیدن هم نداریم.

    پاسخ

  8. Memorialist می‌گه:

    ای کاش می شد از زندگی زد جلو یا ای کاش اصلا مسابقه دوئی در کار نبود …

    پاسخ

  9. خوارج می‌گه:

    خب مهندس! شما هنوز بیست سال دیگه باید بدوی تا بتونی نفسی چاق کنی!!!!

    پاسخ

  10. میم. قاف می‌گه:

    خدا: تو هیچی نیستی انسان. پدرت را درمی آورم!

    پاسخ

  11. tweety می‌گه:

    زندگی آدم رو فلج میکنه وقتی نفس اضافه وزن پیدا میکنه و چاق میشه…

    پاسخ

  12. عمواسپاو می‌گه:

    جالب بود عزیز
    پس تا میتونی بدو!

    پاسخ

  13. آتنا می‌گه:

    هرچی می دوییدم و نفسم رو هم تازه نمی کردم، باز فایده نداشت
    از آینه عقب هر لحظه نزدیکتر شدنش رو می دیدم!

    پاسخ

  14. این جور مواقع باید واسه زندگی جفت پا بگیری !

    پاسخ

  15. محمدرضا می‌گه:

    برو بابا خدا شفات بده…این زندگی سرد و بی روح که حوصله ی دویدن نداره که بخواد ازت جلو بزنه…
    حالا هی ……شعر تلاوت کن!!!!!!!!!!!!!!

    پاسخ

Leave a Reply

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.