ضحاک در دماوند کوه به زنجیر است و هر شب تلاش میکند تا زنجیرها را باز کند ولی با بانگ اولین خروس زنجیرها از دوباره سفت میشوند.
اما گویی تمام خروسهای ایران زمین را سر بریدهاند..!
ضحاک در دماوند کوه به زنجیر است و هر شب تلاش میکند تا زنجیرها را باز کند ولی با بانگ اولین خروس زنجیرها از دوباره سفت میشوند.
اما گویی تمام خروسهای ایران زمین را سر بریدهاند..!
خدا رو شکر ضحاک هم قدرت سابق رو نداره..
پاسخ
سلام خوبی ؟؟ به خواننده خاموش ایناا که اعتقاد داری ؟!!
من از همونام منتهااا از اونجایی پریروزاا شناختم کی هستی گفتم بیام نظر بدم خوشحال شی :دی
راستی مریضیت خوب شد ؟؟
پاسخ
اهان راستی من یکی که ادم فضول هستم اما دماغ سوخته نیستم چون از یه جای بسیار بسیار معتبر آمارتو گرفتم (ایکون یه ادم ذوق مرگ شده )
پاسخ
سلام
ببخشید در قبلی بسته بود، مجبور شدم از این یکی در سر بزنم!
از نظر آقا دایی گل شما، نه بنی صدر حق بود و نه رجایی؟ نه خاتمی حق بود و نه احمدی نژاد؟ نه شاه حق بود و نه امام؟
پس حقی که ایشون طرفدارش هستند، چه شلکی! هست؟
پاسخ
یاد شاهکار ابتهاج افتادم
که به خاطر همین وقایع یه توضیح با همین عقل ناقصم (قول بده جامه ندری این بار!) دربارهاش نوشتم.
حوصله ندارم لینکش رو پیدا کنم اگه خواستی با سرچ اسم وبلاگم و شعر پیداش میکنی دیگه:
ای صبح!
ای بشارت فریاد!
امشب خروس را
در آستان آمدنت،
سر بریده اند!
پاسخ
عالی بود.اسپایدر عزیز.باورت میشه گاهی اوقات به این مخ تو حسودیم میشه.ایده های نو همیشه تو سرت جریان دارند.
البته ما مبسوطنویسها زیاد از مینیمال سر درنمیاریم:دی
پاسخ
.ناامید بود دوس داشتمش
پاسخ
اسپایدرمرد پاسخ در تاريخ دی ۸م, ۱۳۸۸ ۲:۳۸ ب.ظ:
ناامید نبود! داستان اساطیر رو بخون در این باره.
پاسخ
سلام
عیبی نداره مرغ های عزیز هستند…
پاسخ
اینطوری نیست!!!!
خروسهای اخته بسیاری زنده اند!!
پاسخ
نمیدونم آیا واقعا بر اساس همون افسانه نوشتی یا نه؟
توی شاهنامه گفته شده که یه روزی به هر حال ضحاک بر میگرده و اون هفت نفر که توی شاهنامه نمردن و با عمر جاویدان به کوه رفتن؛ برمیگردن و اینبار ضجاک رو به بند نمیکشن بلکه میکشنش.
اصلا فکر نمیکردم که این مطلب رو بدونی و بنویسی ولی این افسانه یه طورایی بر گرفته از این مطلبه که ظهور منجی رو توجیه کنه. هرچی باشه فردوسی شیعه ی متعصبی بوده …
در کل خیلی حال کردم.
عالی بود
پاسخ
در این زمانه که شانه ها پر درد است از وقاحت ضحاکها، چی میگردی که مردان را چوخروسان دفن کردند.
و انگار آفتابی هم نمیتابد ز شهر دوستی.
پاسخ
و هر بلایی که سرشون بیاد حقشونه این …مغزها
پاسخ
ااا نمیگم بگم که همه حسش میره بذار یکم بمونی تو خماریش :دی
پاسخ
می خواستم یک نظر بلند بالا بدم ولی بهتر دیدم بگم متا سفم ولی حق باشماست دیگه حتی یه خروسم نیست همه رو سر بریدن…متاسفم
پاسخ
خوروس با زنجیر چه کار داشته ؟؟
پاسخ
به جاش جغد خریدن!
پاسخ
:: هیچ بهانه ای برای ماندن ضحاک ها پذیرفتنی نیست ::
همه یک صدا : قوقولی قوقوووووووو
پاسخ
نفسم گرفت از این شهر در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی
تو خود آفتاب خود باش ، طلسم کار بشکن
تو گویی ضحاک های این خاک تمامی ندارند.
ضحاک مار دوش نه ، ایران ضحاک دوش .
پاسخ
محشر می نویسی …
چند روزه که وبلاگتو کشف کردم !:دی
واقعآ از نوشته هات لذت می برم …
مرسی ی ی ی بابت وبلاگ خوبت …!:)
پاسخ
سلام علیکم! اولا که یا للعجبا! امروز چه چیزهایی میبینیم ! این خیلی ایده خوبیه که فینگلیش رو به فارسی تبدیل میکنه! آفرین! به به! بعدش اینکه بنده با بابا لنگ دراز پنج فوتی موافقم [آیکون حسودی شدید] دیگه اینکه فکر نکنی من چه آدم عقب مونده ایم که بعد این همه وقت اومدم واسه این پست کامنت بذارم.. ما از تو گودر خواندیم.. اما الان که اومدم اینجا سوال دارم که: موسیو رو ندیدین؟ خوبه؟ چرا هیچی هیچی خبری نیست ازش در هیچ کجا؟؟ اینجا همه چی روئه؟ خصوصی نداره؟؟؟
پاسخ
شاید هم خروس ها منتظر یک صبح استثنایی هستند …
پاسخ
خروس ها نمردن
انگشت چرب مورد عنایت قرارشون داده ، صداشون در نمیاد
پاسخ
شبی ضحاک تمام خواهد شد
پاسخ
کاوه ی پیدا نخواهد شد امید
کاشکی اسکندری پیدا شود
پاسخ
بپا ناکارت نکنن. مواظب خودت باش.
پاسخ
همه ش یه طرف “از دوباره” ش یه طرف!
پاسخ