شیخ خاموش ۲

دهان مگشود جز برای طعام..!

۳۲ Responses to “شیخ خاموش ۲”

  1. شازه می‌گه:

    خوبه حداقل یه حرکتی زده !!

    پاسخ

  2. ندا می‌گه:

    سلام
    کمکم میکنی؟؟؟

    پاسخ

  3. تلخک می‌گه:

    برای این که همچین جای دیگرو گشودن روی ملت که همه بوی گندش عادت زندگی شده!!

    پاسخ

  4. تلخک می‌گه:

    زبانش را کشیده بودند!
    (مثل کشیدن ناخن)

    پاسخ

  5. قبول
    این \/o\/ تویی
    اون سوراخش، اشاره به کدوم قسمته؟! :دی

    پاسخ

  6. عیسی می‌گه:

    دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
    کز کهریزک ملولم و نوبلم آرزوست!!!!

    پاسخ

  7. پس ایییییییییییییییییییییینهمه مزخرفات رو کی میگه؟

    پاسخ

  8. تبسم می‌گه:

    جز برای طعام….. گل گفتی

    پاسخ

  9. tenkai می‌گه:

    نمیتونست زیبایی ها و خوبیها رو ببینه

    پاسخ

  10. خوارج می‌گه:

    منظورت اینه که منبع تولید صداش جای دیگه بوده؟؟؟؟!!!!
    ای بی ادب!!!!

    پاسخ

  11. no-one می‌گه:

    دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
    دلت را می بویند
    روزگار غریبیست نازنین

    پاسخ

  12. پسر بالغ می‌گه:

    اگر این جناب شیخ رو دیدی بگو که در برای بوس کردن هم دهان رو باز کرد ؟

    پاسخ

  13. که ای کاش همان لقمه در گلویش می ماند!

    پاسخ

  14. مسیح بر کوه زیتون می‌گه:

    هر کسی میتونه اینجوری باشه.

    پاسخ

  15. Calabros می‌گه:

    گشودن کافی نیست.. جویدن هم لازم آید :-)

    پاسخ

  16. ما که راضی ایم اگه این روند رو ادامه بدن!

    پاسخ

  17. فرزانه ر می‌گه:

    زبان بسته به کنجی نشسته صم بکم، به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم.

    پاسخ

  18. وقت کردی بعضی کامنت هات مثل کامنت قبلی من رو که نیاز به پاسخ داره رو پاسخ بده.
    وگرنه حس “اسپم بودن” بهم دست میده!

    پاسخ

    اسپایدرمرد پاسخ در تاريخ مهر ۱۸م, ۱۳۸۸ ۸:۵۷ ب.ظ:

    @پرنده ایرانی,
    شما چیزی پرسیدی که ربطی به این پست نداشت، قطعا من به نظراتی که برای این پست باشن جواب میدم.

    پاسخ

  19. موسیو گلابی می‌گه:

    با سیری که در پیش گرفتی روزی رو می‏بینم که پستات به یه کلمه و حتی کمتر تقلیل پیدا می‏کنه!

    پاسخ

  20. ارسلان می‌گه:

    و چون طعام تمام می شد، به کنج عزلت خویش می خزید برای خواب

    پاسخ

  21. زری می‌گه:

    در مورد توییترت درباره اعدام! ببین داداش اگه چندتا معتاد بریزن سرت و با چاقو تیکه تیکت کنن. صورتتم بزنن با سنگ له کنن که پژو ۴۰۵ ات رو بدزدن ! بعد مامان باباتو با فرهنگ کردی که ببخشنشون و رضایت بدن که اعدام نشن؟؟؟؟
    اگه همچین فرهنگی ساختی و ساختن ای ول دارن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حرف الکی نزن!!! کیبوردمو بعد از این کامنت باید عوض کنم!!!!!!!!!!!

    پاسخ

  22. چقدر خشن
    اشکالی نداره، به قشنگی پست هات در.
    از همون شکلکای چشمک

    پاسخ

  23. و همان طعام را نیز از دیگری ربود.

    پاسخ

  24. فکر کنم خواب بودم. یهو این جمله هه پرید تو ذهنم. بعد ذهنم یه برداشت متفاوت کرد! که با توجه به سیاق نوشتاری تو خیلی هم حس می‌کرد درست برداشت کرده!

    احتمالن منظورت این نبوده که: حرف‌هایی که از دهانش خارج میشه برای طعامه؟

    پاسخ

    اسپایدرمرد پاسخ در تاريخ مهر ۱۹م, ۱۳۸۸ ۹:۳۱ ب.ظ:

    @علی (ذهن ِ آشفته),
    نه منظور من خیلی ساده‌تر از این تفسیر تو بود! ولی آفرین تفسیر خوبی بود :)

    پاسخ

  25. :دی (یه فکر شیطانی به کلم زد از نوع اسپمی)
    بین دهان گشودن شیخ خاموش برای طعام، با دهان گشودن دیگر موجودات برای طعام و اینکه فقط انسان ها برای چیزی غیر طعام دهان میگشایند، ارتباطی وجود داشت؟

    پاسخ

  26. دختر طلاق می‌گه:

    این همه پول دادی که دات کام شی ولی هنوزم سالی یه بار آپ میکنی ؟:دی

    پاسخ

Leave a Reply

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.