همه چیز رو به زوال است

نیمه شب از تخت تک نفره‌اش پایین آمد، از میز کنار تخت فندک و پاکت سیگارش را برداشت. آخرین نخ سیگار را از پاکت بیرون آورد و به گوشه لبش گذاشت،فندک را زد، نور فندک قاب عکس دو نفره بالای تختش را روشن کرده بود، چند ثانیه‌ای به آن خیره شد بود تا اینکه دیگر فندک گازی نداشت و قاب عکس هم در تاریکی محو شد. حالا نور آتش سیگار تنها منبع نور اتاق بود. کورمال کورمال به سمت میز رفت، چراغ مطالعه را روشن کرد، پر نورتر از همیشه به نظر می‌رسید. نگاهی به ساعت رومیزی‌اش انداخت که ثانیه شمار آن ایستاده بود و انگار به او زل زده بود. بر روی صندلی نشست. دود سیگار از پیشانی‌اش بالا می‌رفت و در لابه‌لای موهای جوگندمی‌اش مخفی می‌شد. عینکی که شیشه‌اش ترک خورده بود را به چشم زد و کاغذ را زیر دستش چرخاند، خودکار را جیبش بیرون آورد و از سمت راست کاغذ شروع به نوشتن کرد. صدای نقطه گذاشتن، تنها صدایی بود که از در اتاق می‌پیچید. دو خط نوشته بود که خودکار از نوشتن ایستاد، با خود گفت: “اه! این‌ هم تموم شد” و سرش را بر میز گذاشت و دیگر برنداشت. سیگار هم چنان دود می‌کرد که لامپ چراغ مطالعه با یک نوسان سوخت. سیگار هم دو دقیقه بعد تمام شده بود.

Posted in داستان. RSS. Trackback.

۲۹ Responses to “همه چیز رو به زوال است”

  1. ماماله غازی می‌گه:

    نتیجه اخلاقی
    همیشه تو خونه یک پاکت سیکار اضافی قاییم کن

    پاسخ

  2. هانی می‌گه:

    همه چیز رو به زوال است جز نگاه چشمان آن دیگری از درون قاب عکس
    پ.ن. چه حالی میده این زبان فارسی که زن و مرد بودن نه تو افعال مشخصه نه تو ضمایر!

    پاسخ

  3. hidden می‌گه:

    همه چیز رو به زواله جز داستان اون قاب عکس دو نفره بالای سرش

    پاسخ

  4. فریبا می‌گه:

    تازه به جمع خواننده هاتون پیوستم.
    موفق باشید
    فرصت شد به دیدارم بیا….

    پاسخ

  5. ununoctium می‌گه:

    khodaro shokr dastan tamoom shod vagarna shahede dasto pa zadane mard dar asare khafegi va tamam shodane oxygen boodim:D

    پاسخ

  6. Drago می‌گه:

    خب تو که اونجا بودی یه کاری براش میکردی!

    پاسخ

  7. بیش فعال می‌گه:

    چقد تاریک بود. دلم گرفت. شما الگویی از اینا ننویس.

    پاسخ

  8. علیرضا می‌گه:

    چه ….
    کی بردم تموم شد! اینارو هم با دست نوشتم!!

    پاسخ

  9. hyena می‌گه:

    من که اینو دارم واست پست می کنم چون اینترنتم تموم شد، امیدوارم برسه به دستت

    پاسخ

  10. اناهیتا می‌گه:

    امیدواریش اینکه شب هم رو به زوال بود…

    پاسخ

  11. جینا می‌گه:

    بسیار زیبا بود..
    راستی راستی هم همینجوره ها…

    پاسخ

  12. کلوچه می‌گه:

    همه چیز پیوسته در حال زوال و احیاست. حتی در هر صدم ثانیه

    پاسخ

  13. قاف می‌گه:

    سلام
    مهم نیست چون شب هم رو به زواله. می گذره و فردا صبح می ره فندکش رو پر می کنه، یه پاکت سیگار دیگه می خره. لامپ چراغ مطالعه رو هم عوض می کنه. یه خودکار جدید می خره و باتری ساعت رو هم عوض می کنه.

    پاسخ

  14. دلا می‌گه:

    این هرمونهای مردونه رو خوب اومدی :)))

    پاسخ

  15. دلا می‌گه:

    راستی
    نظرم همونطور که پیداس، در مورد پست قبل ه
    گفتم که پیدا تر بشه
    :دی

    پاسخ

  16. olinda می‌گه:

    سلام
    لینکتون کردم تا مطالب جالبتونو بخونم .
    پایدار باشید.

    پاسخ

  17. فربد می‌گه:

    سلام.هم مینیمال هات رو پیگیزی می کنم هم توئیتر.خیلی جالب و قشنگ و با حال می نویسی!خدا واسه اهل وب گردی و اللاف های وب و نت سال های سال حفظ کنه!
    خوشا به حالت خدمت رفتی!!!(این رو برای خالی نبودن عریضه گفتم!)

    پاسخ

  18. مهرداد می‌گه:

    مینی‌مالت طولانی شد این دفعه :دی

    پاسخ

  19. مخلصیم

    با اجازتون عضو تویتر شدیم، می‌خواستم لطف کنی و یه کم در موردش توضیح بدی، این‌که چه جوری میشه باهاش کار کرد یا چه طور می‌تونم نوشته‌های توُی تویترم رو بزار توُ وبلاگم.
    ممنونم از لطفت…

    پاسخ

  20. شادنامه می‌گه:

    نمی دونم قبلا هم تو وبلاگت کامنت گذاشتم یا نه . ولی مینیمال هات رو می خوندم . البته امیدوارم کامنت گذاشتنم رو دیگه تعبیر به عاشق شدن نکنی ((: . داستان کوتاهت خیلی قشنگ بود . ولی حیف که زیادی سیاه بود

    پاسخ

  21. ویرنوشت می‌گه:

    درود دوستان

    از تارنگار من بدبخت هم دیدن کنید

    پاسخ

  22. سیلوا می‌گه:

    سلام.خواندم.پر از تنها ی بود

    پاسخ

  23. طنز breif می‌گه:

    ملخک یک بار جستی
    ملخک دوبار جستی
    اخر بدستی

    پستهای بعدی کارشناسی عمل می کنیم

    پاسخ

  24. این صفحه رو خوندم، جاب و با انگیزه ای، ولی یه چیزی برام جالب شده، اونم اینکه این روزا مینیمال نویسی مد شده، داستانی نویسی کم.

    پاسخ

  25. هاشــور می‌گه:

    احساس نمی کنی باید یه حرفی، یه چیزی، داستانی، لطیفه ای و … بگی؟

    پاسخ

  26. شیما می‌گه:

    گاهی با انتخاب بد عنوان ، ارزش کار قشنگتو از بین میبری

    پاسخ

Leave a Reply

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.