گمنام

سال ۱۹۴۱ در میان جنگ جهانی دوم، ژنرالی پلاک‌های سربازهای کشته شده خودشان را برمیداشت.

سربازی علت را از او پرسید و پاسخ شنید که : سال‌ها بعد کشور، احتیاج به شهید گمنام خواهد داشت..!

Posted in داستان. RSS. Trackback.

۳۳ Responses to “گمنام”

  1. آرین سامیز می‌گه:

    ما که به خود کفایی رسیده ایم

    پاسخ

  2. کوثر می‌گه:

    حالا در داشتن شهیدان گمنام چه منفعتی هست که در نداشتنشون نیست؟!

    پاسخ

  3. بدصدا23 می‌گه:

    چه آینده نگر اون “جنرال” و چه تکاندهنده!

    پاسخ

  4. DESERTER می‌گه:

    اونام بلدن شهید بدن ینی؟

    پاسخ

  5. بهاره می‌گه:

    چه بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد.

    پاسخ

  6. علیرضا می‌گه:

    عجب آدم دلسوزی، قلبش واسه کشور می تپه!!

    پاسخ

  7. پریسا می‌گه:

    احتمالاً‌ ژنراله انگلیسی بوده!

    پاسخ

  8. rrminimalz می‌گه:

    این مهمه : اون کشور الان کجاست ؟
    (الکی)

    پاسخ

  9. bizz می‌گه:

    الان که دارن پلاک جدید میزنن، اونا رو هم پلاک بزنن.
    دونقطه دی

    پاسخ

  10. Soshyans می‌گه:

    همیشه گمنامها محبوب ترند!

    پاسخ

  11. ما که تا به چشم انداز ۲۰ ساله برسیم تو انبارهامون گمنامش رو داریم

    پاسخ

  12. Drago می‌گه:

    ۱٫ژنرال اون پلاکارو چیکار کرد؟
    ۲سرباز پررو غلط کرده سوال کرده.بدین اضافه خدمت بزنن.

    پاسخ

  13. نیروانا می‌گه:

    چقدر نگران سرنوشت مملک بوده

    پاسخ

  14. ununoctium می‌گه:

    و سالهای بعد به اجساد فریز شده شان!!!!

    پاسخ

  15. وقتی آدم به وبلاگی سر می زند مثل آن است که بخواهد از پنجره همسایه به جهان بنگرد. شاید این باعث شود که آدم جهان را طور دیگری ببیند این طور دیگر می تواند خوب باشد ، بد باشد، جالب باشد، پر از اندوه باشد، خنده آلود باشدو…
    به هر صورت، یک منظره از دوپنجره مختلف نمی تواند همسان معلوم شودبا اینکه شاید هردو با دودید مختلف به جهان بنگرند ولی هیچگاهی فراموش نکرده اند که سخن آخر را کسانی می زنند که کار شان به آخر رسیده باشد.
    ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم…
    سعه صدر در هرکجای زندگی چون آب حیات است ولی در دیدار با طنز و طناز بی آن نمی شود یک دم با آن دو رابطه برقرارکرد.
    طنز شوخی نیست. شوخی طنز نیست. ولی هردو از ما می خواهد با سعه صدر به پیشوازشان برویم ـ اگر می خواهیم ــ

    اگر چند بار دیگر هم دراین وبلاگ محترم پیام بگذارم سرنوشت پیام هایم چون نوشته های اخیر “من او ندارم” خواهد شد : دراز، دراز، دراز و…

    پاسخ

  16. کچلچه می‌گه:

    و این رسم نیکو تا سالیان سال پایدار بماند .. تا ۱۳۶۵ هـ.ش. البته ..

    پاسخ

  17. فوق العاده بود
    این همه گمنام و من

    پاسخ

  18. tookaa می‌گه:

    من کلا با سیاست میونه ای ندارم

    پاسخ

  19. سین خوفسکی می‌گه:

    سلام.

    وبلاگ طنز سین خوفسکی تازه راه افتاده…….

    خوشحال می شم بهم سر بزنید………البته اگر سر نزنی هم خودت ضرر کردی نه من!

    پاسخ

  20. الی می‌گه:

    سلام
    اون کشور ایرانه!
    هر چند وقت یه بار که حس کنن مردم داره خونشون به جوش میاد و یه ذره دارن میفهمن که دورو برشون چه خبره چند تا تابوت خالی و تکون دادن کلی قلب ریش شده!

    پاسخ

  21. سهیل می‌گه:

    چقدر چوب میبره جعبه خالی زدن برا اینا!

    پاسخ

  22. 1mahdi می‌گه:

    حالا که چنتاشونو تو دانشگامون دفن کردن میفهمم چی میگی!!!

    پاسخ

  23. مصطفی می‌گه:

    جعبه پوچ و توخالی و همش توخالی توخالی…؟!

    پاسخ

Leave a Reply

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.