سوء تفاهم

رابینسون بعد از سی سال یه کشتی دید..!
اخرین گلوله رو توی تفنگ فرسوده اش گذاشت و هوایی شلیک..
توپخانه کشتی هم جزیره رو زیر آتش گرفت..!

Posted in داستان. RSS. Trackback.

۲۶ Responses to “سوء تفاهم”

  1. حتما کاپیتانش احمدی نژاد بوده!

    پاسخ

  2. بی اسم می‌گه:

    ابینسون بعد از سی سال یه کشتی دید..!
    اخرین گلوله رو توی تفنگ فرسوده اش گذاشت و هوایی شلیک کرد….
    تیر خورد به کشتی و غرق شد….

    پاسخ

  3. aribaba می‌گه:

    baba eival.hameye neveshtehato khoondam kheili bahal minevisi.be man sar bezan.age doos tashti tabadole link konim

    پاسخ

  4. تراموا می‌گه:

    به هر حال ما که از نیت رابینسون خبر نداریم

    پاسخ

  5. یه دوست می‌گه:

    به رابینسون بگو دیگه از این به بعد دست به هیچی نزنه!

    پاسخ

  6. آرش می‌گه:

    برسد به سایت قوانین مورفی

    پاسخ

  7. احسان می‌گه:

    گلوله های قبلی چی شده بود؟!
    راستی آخرش زنده میمونه یا نه؟!

    پاسخ

  8. Jozeph می‌گه:

    خوب شد ساکنین جزیره کشتیشون رو زیر رگبار نبستند!؟
    جزیره خالی بوده…؟

    پاسخ

  9. diisignotis می‌گه:

    تو کجا بودی ؟ بالا درخت؟

    پاسخ

  10. علیرضا می‌گه:

    این سوءتفاهم هاست که کار دست آدم میده!

    پاسخ

  11. ناما جعفری می‌گه:

    می دانم توگوش ت خیلی پراست ازاین حرف ها…وککت نمی گزد…امالطفا به عکس بالا نگاه کن ..ما بچه هایی هستیم به این شکل ..که داریم به شما نگاه می کنیم ..شما هم به چشم های ما نگاه کنید…

    خسته نشدی که؟ فـیـلــترینگ مهربان،اما من خسته هستم توهم خیلی کارداری ،خیلی ازسایت هادیگرمنتظرت هستند..برو موفق باشی…اسپایدر عزیز

    پاسخ

  12. رابینسون در تمامی مناطق شمالی تهران مناسبترین و بهترین املاک را به شمـــا معــــــرفی می کند و از اتلاف وقت شما عزیزان جلوگیری می نماید که به قول فقها و حقوقدانان و منطقیون و فلاسفه یادتوپخانه خودمان افتادم!

    پاسخ

  13. دونفر می‌گه:

    و حسین رضازاده در دفتر رابینسون منفجر شد

    پاسخ

  14. Mohammadreza می‌گه:

    اگه اون بیچاره هم شانس داشت که اسمش رو نمیزاشتن رابینسون! میزاشتن شانس الله!

    پاسخ

  15. لوبیا می‌گه:

    چه کشتی بی جنبه ای بوده.

    پاسخ

  16. marjan می‌گه:

    salam
    bazam khoshbe hae rabinson
    doste aziz man shoma ro ink kardam
    paydar bashid

    پاسخ

  17. نگین شیراز می‌گه:

    اگه زنده موند باید فامیلیشو عوض کنه بذاره آقای “اقبال”‌!

    پاسخ

  18. Salar می‌گه:

    بعد سی سال سبک خبر دادن عوض شده واسه همین تنبیهش کردن

    پاسخ

  19. P3dram می‌گه:

    فکر نمیکنید ما خیلی بیکار نشستیم ؟
    این موضوع اهمیتی نداره :

    ۱- رابینسون پس از نجات از جزیره این داستان رو نقل میکنه!
    در حالت اول سود رابینسون در نوشتن کتاب خاطراطش اهمیت داره (فروش بالا میره)

    ۲- رابینسون همون جا میمیره!
    در حالت دوم ما از این اتفاق اطلاعی نداریم!

    نکته ی با اهمیتش میتونه اونجایی باشه که تیر میخوره به کله ی پسر ناخودا و مغزش رو میریزه روی عرشه. حالا بیچاره میخواد رابینسون نباشه بابای رابینسون باشه ، بهد از سی سال نباشه بعد از هزار و سیصد سال باشه!
    دیدگاه مطرح بیشتر کشتیه تا رابینسون.

    پاسخ

  20. ماندا می‌گه:

    کسانی که از رابینسون طفلکی اطلاعی دارند با آنجانب تماس گرفته و خاکستر جزیره ای را از ناراحتی برهانند .
    با تشکر

    پاسخ

  21. rezab می‌گه:

    بیچاره رابینسون. سو تفاهمش چی بوده ؟

    پاسخ

  22. کاوه می‌گه:

    بالاخره اینهم راهی بود برای خروج از بن بست!

    پاسخ

  23. بهروز می‌گه:

    آقا تو شاهکاری. خوشحالم از آشنایی با این کافه مینیمال..

    پاسخ

  24. زهرا می‌گه:

    رابینسون باید خوشحال باشه,
    بالاخره یه کشتی رابینسون رو جدی گرفت..

    پاسخ

Leave a Reply

به صورت خودکار کلمات فینگلیش را به فارسی تبدیل کن. در صورتی که می خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.