جمعهها هم که سگ رو میزدی بیرون نمیرفت مجبور بودیم مینشستیم پای قصه ظهر جمعه رادیو 2 hours ago
یادتون نمیاد، زیر جلد مشمایی کتابها یه ته خودکار بیک مینداختیم بعد روی جلد دروازه میکشیدم و با سه ضرب باید اون ته خودکار رو میزدیم تو گل 2 hours ago
سلام آقا اسی! خوبی برادر! چه خوب که از این پرشین اومدی بیرون. کاش خدا قسمت ما هم بکنه. دوبار تا الان نظرات را به جای تایید پاک کردم. اصلا فکر آدمایی مثل منو نمی کنن. من اشتباه زیاد می کنم اون جا. به هر حال موفق باشی چه اینجا چه اونجا چه سربازی چه …
آخه زنم انسان میشه مگه؟
یک عرب جاهلی.
پاسخ
من میگفتم اسمش رو با ه بنویسن
پاسخ
نکنه بازم بهش حق میدی … ؟
ادرست روعوض کردی … باسرچ درگوگل پیدات کردم …
این ادرسی هم که واسه من توی کامنتا گذاشته بودی .. جواب نداد…
پاسخ
خدا با حوا بیشتر حال میکنه
شما که مشکلی نداری ؟
پاسخ
فکر کنم دیگه وقتشه واسه خودت آستین بالا بزنی !!!
پاسخ
عجب ! پس اسمش آرزو ِ !
پاسخ
سلام آقا اسی! خوبی برادر! چه خوب که از این پرشین اومدی بیرون. کاش خدا قسمت ما هم بکنه. دوبار تا الان نظرات را به جای تایید پاک کردم. اصلا فکر آدمایی مثل منو نمی کنن. من اشتباه زیاد می کنم اون جا. به هر حال موفق باشی چه اینجا چه اونجا چه سربازی چه …
پاسخ
بهتر نبود میذاشتی شیطان؟
پاسخ
شاهکار خلقت
نظرت چیه ؟
پاسخ
اسمشو می ذاشت آدم!
اون وقت هیچ گهی فک نمی کرد فقط خودش آدمه!!!!
پاسخ
در اون صورت منصفانه بود چون مردا ادم میشدن و زنا (منظورم زنها است یه وقت با اون ذهن خرابت فکرای بد نکنی) انسان.
پاسخ
پس اون موقع حتمابه انسانهامیگفتن “حوا
قابل توجه:
حوایم آرزوست
پاسخ